تبليغاتX

آیت الله وحید خراسانی: ايراني مي‌رود (به مكّه) با عزّت، برمي‌گردد به اين سرزمين با ذلّت! با چه منطق؟

دلبــــــاخـــتــگـــان ولایـــت

دلبــــــاخـــتــگـــان ولایـــت
نقدوبرسی وهابیت و بهایت و مهدوییت و ولایت وشیطان پرستی ومدعیان دروغین وفتنه های اسرائیل و فراماسونری

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/08/20 ساعت 4:49 قبل از ظهر توسط میـــــــثم09356050017 |

آیت الله وحید خراسانی: ايراني مي‌رود (به مكّه) با عزّت، برمي‌گردد به اين سرزمين با ذلّت! با چه منطق؟!

برداشت قشري مردم از مهدويت و قيام و انقلاب مهدي موعود، اين است كه صرفا ماهيت انفجاري دارد؛ فقط و فقط از گسترش و اشاعه و رواج ظلم ها، تبعيض ها، اختناق ها، حق كشي ها و تباهي ها ناشي مي شود؛ نوعي سامان يافتن است كه معلول پريشان شدن است. آن گاه كه صلاح به نقطه صفر برسد، حق و حقيقت هيچ طرفداري نداشته باشد، باطل يكه تاز ميدان گردد، جز نيروي باطل نيرويي حكومت نكند و فرد صالحي در جهان يافت نشود، اين انفجار رخ مي دهد و دست غيب براي نجات حقيقت _ نه اهل حقيقت، زيرا حقيقت طرفداري ندارد _ از آستين بيرون مي آيد.

اين گروه طبعاً به مصلحان، مجاهدان، آمران به معروف و ناهيان از منكر، با نوعي بغض و عداوت مي نگرند؛ زيرا آنان را از تاخير اندازان ظهور و قيام مهدي موعود(عج) مي شمارند. بعكس، اگر خود هم اهل گناه نباشند، در عمق ضمير و انديشه، با نوعي رضايت به گناهكار و عاملان فساد مي نگرند؛ زيرا اينان مقدمات ظهور را فراهم مي نمايند.

آيات قرآن كريم، در جهت عكس برداشت بالاست. ظهور مهدي موعود، حلقه اي از حلقه هاي مبارزه اهل حق و باطل است كه به پيروي نهايي اهل حق منتهي مي شود. سهيم بودن يك فرد در اين سعادت، موقوف به اين است كه آن فرد عملا در گروه اهل حق باشد. آياتي كه بدانها در روايات اسلامي استناد شده است، نشان مي دهد كه مهدي موعود (عج) مظهر نويد است كه به اهل ايمان و عمل صالح داده شده است. مظهر پيروزي نهايي اهل ايمان است. ظهور مهدي موعود منتي است بر مستضفعان و خوار شمرده شدگان، و وسيله اي است براي پيشوا و مقتدا شدن آنان و مقدمه اي براي وراثت آنها؛ خلافت الهي روي زمين.

ظهور مهدي موعود، تحقق بخش وعده اي است كه خداوند متعال از قديمترين زمانها در كتب آسماني به صالحان و متقيان داده است كه زمين از آن آنان است و پايان، تنها به به متقيان تعلق دارد.

حديث معروف كه مي فرمايد: « يملا الله به الارض قسطا و عدلا بعد ما ملئت ظلما و جورا » نيز شاهد مدعاي ماست، نه بر مدعاي آن گروه. در اين حديث نيز تكيه روي ظلم شده است و سخن از گروه ظالم است كه مستلزم وجود گروه مظلوم است، و مي رساند كه قيام مهدي براي حمايت مظلوماني است كه استحقاق حمايت دارند.

شيخ صدوق روايتي از امام صادق(ع) نقل مي كند مبني بر اين كه «اين امر تحقق نمي پذيرد؛ مگر اين كه هر يك از شقي و سعيد، به نهايت كار خود برسد.» پس سخن در اين است كه گروه سعدا و گروه اشقيا هر كدام به نهايت كار خود برسند.

در روايات اسلامي سخن از گروهي زبده است كه به محض ظهور امام، به آن حضرت ملحق مي شوند. بديهي است كه اين گروه يكباره خلق نمي شوند و به قول معروف، از پاي بوته هيزم سبز نمي شوند. معلوم مي شود در عين اشاعه و رواج ظلم و فساد، زمينه هايي عالي وجود دارد كه چنين گروه زبده را پرورش مي دهد. اين خود مي رساند كه نه تنها حق و حقيقت به صفر نرسيده است؛ بلكه فرضا اگر اهل حق از نظر كميت، قابل توجه نباشد، از نظر كيفيت، ارزنده ترين اهل ايمانند و در رديف ياران سيدالشهدا. (ر.ك: مرتضي مطهري، قيام انقلاب مهدي(عج)، صص 54، 55، 56، 57 و 58).

براي توضيح بيشتر توجه شما را به مطالب زير جلب مي كنيم:


ادامه مطلب

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/08/20 ساعت 4:47 قبل از ظهر توسط میـــــــثم09356050017 |

آیت الله وحید خراسانی: ايراني مي‌رود (به مكّه) با عزّت، برمي‌گردد به اين سرزمين با ذلّت! با چه منطق؟!

درس اخلاق حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(دامت برکاته)

متن حديث:

قال رسول الله(صلى الله عليه وآله): «يا على، أَعْجَبُ النّاس ايماناً وَ أَعْظَمُهُمْ يَقيناًقَومٌ يَكوُنُونَ فى آخِرالزَّمانِ لَمْ يَلْحَقوُا النَّبىَّ (صلى الله عليه وآله) وَحُجِبَ عَنْهُم الْحُجَّة فَآمَنُوا بِسَواد على بَياض»

 

ترجمه:

حضرت رسول(صلى الله عليه وآله) خطاب به اميرمؤمنان على(عليه السلام) فرمودند: عجيب ترين (مهمترين) مردم از همه، كسانى هستند كه ايمانشان برتر و يقينشان كاملتر است، افرادى هستند كه در آخرالزّمان مى آيند، درحالى كه نه پيامبر(صلى الله عليه وآله) را ديده اند و نه حجّت و امام را، در عين حال ايمان مى آورند به سياهى در سفيدى (يعنى همان كتابهايى كه در دستشان است).

 

شرح حديث:

حضرت(صلى الله عليه وآله) در روايتى ديگر، اينان را «برادران خودش» ناميد، در حالى كه به ديگران «اصحاب» اطلاق فرموده است. ما مى خواهيم از اين حديث غير از موضوع «آخرالزّمان» مطلب ديگرى استفاده كنيم كه متناسب با جلسه اهل علم است. و آن اين كه تنها سرمايه دينى مردم آخرالزمان همين كتابهاست. بنابراين، رسالت مهمّ ما در اين عصر و زمان، حفظ اين سرمايه بزرگ يعنى كتب پيشينيان و مطالعه و تحقيق و مباحثه در مورد آنهاست، مگر در اين زمانه، ما به غير از آن كتابها به چيز ديگرى دسترسى داريم؟ مسلّماً تنها راه همان كتابهاست، زيرا نمى توانيم به حضور پيامبر(صلى الله عليه وآله) يا ائمّه معصومين(عليه السلام) برسيم تا تكاليف را بپرسيم . و مسأله مهم اين است كه واقعاً اين سرمايه ارزشمند را در همان مسيرى كه لازم است به كار اندازيم; يعنى بتوانيم با همين كتابها مردم را به خدا نزديك كرده و با حضرت رسول(صلى الله عليه وآله) و ائمّه و به خصوص امام زمان(عليه السلام) ارتباط دهيم. كسانى كه به چنين برنامه هايى اهميّت نمى دهند سخت در اشتباهند; چون اين سخن، سخن مربّى و معلّم بزرگ انسانيّت حضرت رسول(صلى الله عليه وآله) است و هر چه هست در همين كتابهاست. بنابراين، من كه ادّعاى سربازى امام زمان(عليه السلام) را دارم و خود مروّج و مُبَلِّغِ دستورهاى پيامبر گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله) مى دانم، بايد مخلصانه در خدمت همين كتابها باشم; يعنى هم آنها را خوب مطالعه كنم، خوب بفهمم و خوب به آنها عمل كنم و آن گاه با روش بهترى در راه نشر و تبليغ آنها بكوشم كه در اين صورت، به وظيفه ام عمل و خلأ وجود پيامبر(صلى الله عليه وآله) و غيبت امام زمان(عليه السلام) را با نشر كتب پر كرده ام. اين كه مثلاًدر بحارالانوار داريم: «مَنْ حَفَظَ عَلى أُمَّتى أَرْبَعينَ حَديثاً يَنْتَفِعُونَ بِها بَعَثَهُ اللّهُ تَعالى يَوْمَ الْقِيامَةِ فَقيهاً عالما; هر كس كه چهل حديثى كه مردم از آن بهره ببرند، حفظ كند، خداوند او را فقيه عالم مبعوث مى كند».(1) معنايش اين نيست كه آنها را حفظ و از بر كنيم، بلكه معنايش اين است كه اين ها را جمع كرده و آن گاه ابلاغ كنيم; مثلاً اين كه من هر هفته حديثى را براى شما مى خوانم و مقدارى در باره آنها بحث مى كنم ـ اگر اين كار با اخلاص باشد ـ من هم مصداق اين حديث مى شوم.

 

بنابراين، مقصود از حفظ، نگهدارى و ابلاغ است و لذا علماى بزرگ «اربعين» مى نوشتند و در بين مردم تبليغ هم مى كردند كه چهل حديث حفظ كنند. حتّى در بين اصحاب كسانى بودند كه بيش از چهل هزار حديث را هم حفظ داشتند و هم به امّت ابلاغ كردند و چه افتخارى از اين بزرگتر كه انسان احاديث پيامبر(صلى الله عليه وآله) و اهل بيت عصمت و طهارت(عليهم السلام) را به مردم برساند و چه محرومند از سعادت، آنانى كه ممكن است يك ساعت سخنرانى كنند امّا آيه و حديثى در بين مطالب آنها نيست، در حالى كه، «قد جاءَكم من اللّه نورٌ و كتابٌ مبين; از طرف خدا براى شما نور و كتاب آشكار آمد» نور سخنرانيها، كلمات اهل بيت: است همان گونه كه در بحارالانوار آمده است: «كَلامُكُم نُورٌ اَمْرُكُم رُشْدُ وَ وصيَّتُكُم التَّقْوى، سخن شما نور و فرمان شما رشد و سفارش شما تقواست».(2)

واقعاً چه لذّت بخش است كه انسان چهل حديث را حفظ كند و بگويد و در روز قيامت در صف عالمان و فقيهان قرار گيرد! بنابر اين، بايد بكوشيم تا در هر مجلسى سخنى از معصومين(عليهم السلام) گفته شود.

 

نكته اى كه بايد به آن توجّه داشته باشيم اين است كه تمام دنيا چه دنياى ظلم و چه عدالت روى همين كتابها(سواد على البياض) مى چرخد. حافظان كلام اهل بيت(عليهم السلام) حافظان دين هستند و اين جاست كه مى بينيم انسانهايى مبارز، ايثارگر، عالم، فداكار، آگاه و... پرورش پيدا مى كنند.

 

اكنون كه سخن به اين جا رسيد مناسب است چند حديث درباره نشر احاديث و تعليم آنها بيان شود:

1ـ عن عَلىٍّ(عليه السلام)قالَ: قالَ رَسوُلُ اللّه (صلى الله عليه وآله): اللّهُمَّ ارْحَمْ خُلَفائى ثَلاثَاً، قيلَ يا رسولَ اللّه وَمَنْ خُلَفائك؟ قال: الَّذينَ يُبَلِّغوُنَ حَديثى وَ سُنَّتى ثُمَّ يُعَلِّمونَهاأُمَّتى; از على(عليه السلام)نقل شده كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) سه بار فرمود: خدايا جانشينان مرا مورد رحمت خود قرار ده. پرسيدند: اى پيامبر خدا، جانشينان تو كيانند؟ فرمود: آنان كه حديث و سنّت مرا تبليغ نموده و آن را به امّتم مى آموزند.(3)

 

2ـ عبدالله بن صالح هروى مى گويد: از امام رضا (عليه السلام)شنيدم كه مى فرمود: «رَحِمَ اللّهُ عَبْداً أَحْيى أَمْرَنا; خداوند رحمت كند بنده اى را كه امر ما را زنده كند». پرسيدم: چگونه امر شما زنده مى شود؟ فرمود: «يَتَعَلَّمُ عُلُومَنا وَيُعَلِّمُهاالنّاسَ، فَاِنَّ النّاسَ لَوْعَلِمُوا مَحاسِنَ كَلامِنا لاَ تَّبَعُونا; علوم ما را فرا مى گيرد و آن را به مردم مى آموزد. اگر مردم سخنان زيباى ما را بدانند قطعاً از ما پيروى مى كنند...»(4)

 

3ـ جميل بن درّاج و ديگران از امام صادق(عليه السلام) نقل كرده اند كه فرمود: «بادِروُا أَوْلادَكُمْ بِالْحَديثِ قَبْلَ أَنْ يَسْبِقَكُمْ الَيْهِمُ الْمُرْجِئَةُ; در ياد دادن حديث به فرزندان خود شتاب كنيد پيش از آن كه مرجئه در تعليم آنان بر شما سبقت گيرند»(5)

 

4ـ امام صادق (عليه السلام) فرمود: «حَدِّثُوا عَنّا وَ لا حَرَجَ، رَحِمَ اللّهُ مَنْ أَحْيى أَمْرَنا; از ما حديث نقل كنيد و احساس سختى نكنيد. خدا رحمت كند كسى را كه امر ما را زنده بدارد».(6)

 

5 ـ فضيل بن يسار مى گويد: امام باقر (عليه السلام) به من فرمود: «يا فُضَيْل اِنَّ حَديثَنا يُحْيىِ الْقُلوُبَ; اى فضيل! سخن ما دلها را زنده مى كند»(7)

 

6ـ پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) فرمود: «تَذاكَروُا وَتَلاقَوْا وَ تَحَدَّثُوا;فَاِنَّ الْحَديثَ جَلاءُ الْقُلُوبِ ; اِنَّ الْقُلُوبَ لَتَرينُ كَما يَرينُ السَّيْفُ وَ جَلاؤُهُ أَلحَديثْ; با يكديگر گفتگو و ملاقات داشته باشيد و حديث بگوييد; زيرا حديث مايه روشنى دلهاست. دلها نيز مانند شمشير زنگ مى گيرد و جلاى آن حديث است»(8)

 

7ـ امام باقر(عليه السلام)فرموده است: «وَ بِالدّارياتِ لِلرّواياتِ يَعْلوُا الْمُؤْمِنُ اِلى أَقْصى دَرَجاتِ الاْيمانِ; پيروان اسلام در پرتو معرفت واقعى و درك حقايق علمى روايات، مى توانند به عاليترين مدارج ايمان نايل شوند»(9)

 


پي نوشت :

 

1. ج 2، ص 156، باب 20، روايت 8

2. ج 102، ص 132.

3. جامع احاديث الشيعه، ج 1، ص 234

4. معانى الاخبار، ص 174

5. كافى، ج 6، ص 47

6. بحارالانوار، ج 2، ص 151.

7. بحارالانوار، ج 2، ص 151.

8. بحارالانوار، ج 2، ص 152.

9. بحارالانوار، ج 1، ص 181.

منبع:پایگاه حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(دامت برکاته)



ادامه مطلب

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/08/20 ساعت 4:45 قبل از ظهر توسط میـــــــثم09356050017 |

آیت الله وحید خراسانی: ايراني مي‌رود (به مكّه) با عزّت، برمي‌گردد به اين سرزمين با ذلّت! با چه منطق؟!

25 نفر از آنها را در منطقه "خميس مشيط " در سطل‌هاي زباله انداخته و پس از ريختن سوخت بر روي آنها به آتش کشيده شدند مدارک اين جنايت توسط سازمان‌هاي مدافع حقوق بشر به صورت مستند موجود است.

به گزارش«سلام شیعه» به نقل از شيعه نيوز، "سيف علي الوشلي" رياض را به مشارکت مستقيم در درگيري‌هاي ارتش يمن عليه جنبش شيعي حوثي‌ها متهم کرد و افزود: اطلاعاتي قطعي موجود است که نشان ‌مي‌دهند ارتش يمن و ارتش عربستان سعودي از پايگاه‌هاي مشترکي در مناطق مجاور جبل الدخان در منطقه نجران عليه حوثي‌ها فعاليت مي‌کنند. وي دخالت و همکاري عربستان سعودي با ارتش صنعا براي سرکوب جنبش حوثي‌ها را نقض حاکميت و کرامت يمن دانست و افزود: حوثي‌ها با ايستادگي در برابر نيروهاي يمني و عربستاني ، با آنان درگيرشدند و زيان‌هاي سنگيني به ارتش يمن و عربستان سعودي در منطقه وارد کردند به طوري که نيروهاي مرزي سعودي از حوثي‌ها درخواست کردند از هدف قرار دادن مناطق عربستاني دست بردارند و تعهد کردند که از تکرار همکاري با ارتش يمن دست بکشند.

  الوشلي با بيان اينکه پيش از اين نيز جنگنده‌هاي عربستان سعودي در بمباران مناطق صعده مشارکت ‌داشته‌اند، تصريح کرد: اين حقائق آشکارا ميزان دخالت و دشمني عربستان (با شيعيان يمن) و مشارکت ارتش رياض در درگيري‌هاي صعده را نشان مي‌دهد.

 وي با اشاره به وجود يگان‌هاي ويژه ارتش عربستاني که در حملات به منطقه صعده ارتش يمن را همراهي مي‌کنند، اظهار داشت: اين اقدام به منزله تجاوزي آشکار، نقض حاکميت و تجاوز ضد ملت و سرزمين يمن به شمار مي‌رود.

 اين سياستمدار کهنه کار يمني همدستي رياض با صنعا را در راستاي نسل کشي مردم صعده دانست و افزود: هم اينک هزاران تن از مردم يمن که به خاطر سختي اوضاع معيشتي و اقتصادي در اين کشور در پي يافتن لقمه ناني وارد خاک عربستان شده بود؛ در زندان‌هاي رياض به سر مي‌برند. الوشلي با بيان اينکه حقوق زندانيان يمني در سلول‌‌هاي عربستان نقض مي‌شود؛‌ از به آتش کشيده شدن 25 نفر از زندانيان يمني در عربستان سعودي پرده برداشت و افزود: سال گذشته 25 نفر از آنها را در منطقه "خميس مشيط " در سطل‌هاي زباله انداخته و پس از ريختن سوخت بر روي آنها به آتش کشيده شدند مدارک اين جنايت توسط سازمان‌هاي مدافع حقوق بشر به صورت مستند موجود است.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/08/20 ساعت 4:43 قبل از ظهر توسط میـــــــثم09356050017 |

آیت الله وحید خراسانی: ايراني مي‌رود (به مكّه) با عزّت، برمي‌گردد به اين سرزمين با ذلّت! با چه منطق؟!

بسم الله الرحمن الرحيم

(براءةٌ من الله و رسوله إلى الّذين عاهدتم من المشركين ، فسيحوا في الارض أربعة أشهر واعلموا أنكم غير معجزي الله وأن الله مخزي الكافرين ، وأذان من الله ورسولهِ الى الناس يوم الحجّ الاكبر أن الله بريءٌ من المشركين ورسولهُ فإن تبتم فهو خير لكم وإن توليتم فاعلموا أنكم غير معجزي الله وبشر الذين كفروا بعذاب اليم / سوره برائت)

 

حقیقتاً نمی دانیم که دولت سعودی و وعاظ السلاطین وهابی اش با مشرکین و کافران چه ارتباطی دارند که این گونه از مراسم مسلمانان شیعه در اعلان برائت از مشرکین در روز حج الله الاکبر که در پیروی از امر خداوند و رسول و دین اسلام انجام میگیرد خشمگین می شوند؟!

 

ما در کار امرای سعودی و مزدوران دینی اش که اینگونه در گفتار و عمل تناقض دارند، حیرانیم... این دوگانگی در فکر و عمل و ممانعت از هر کاری که کوچکترین ارتباطی با برائت از مشرکین در حج داشته باشد از یک طرف، و از طرف دیگر اشاعه این فرهنگ که کل شیعیان مشرک ترین انسانهای روی زمین اند و باید از آنان برائت کرد و آنها را کافر دانست و قتلشان واجب است(!) بدون شک بیانگر عمق ارتباط معنوی حاکمان حرمین اسلامی با برادران مشرک خویش می باشد...

 

براستی آنان این فرهنگ عجیب را از کدام کلاس و مکتب فکری آموخته اند؟

 

حکومت امرای سعودی چگونه می تواند دست اندرکاران نشر فرهنگ تکفیر و انکار مسلمانان و بشریت را تحت لوای حکومت خویش پرورش دهد؟

این مشکل بزرگیست که خاندان سعودی که تابع بی چون و چرای فرهنگ دینی وهابیت هستند، خودشان را مسلمان می دانند ولیکن در مورد اصل برائت که جزء اساسی ترین ارکان اسلام است به نفع مشرکین سکوت میکنند!

 

بر اساس فرهنگ دینی سعودی، شیعیان به خاطر تکریم قبور مشرکند و عجیب آنکه مشرک منشان سعودی که از مشرکان شرق و غرب دفاع و حمایت می کنند مسلمان واقعی می باشند!

 

اگر شیعیان مشرکند، پس چگونه ممکن است که از خودشان برائت جویند و مسلک و روش خود را در روز حج لعن کنند؟!

 

در مقابل؛ اگر سعودی های وهابی حقیقتاً موحّدند و تنها آنان مسلمان روی زمین اند(آنگونه که خود ادّعا می کنند) پس چرا از شرک و مشرکین دفاع می کنند و شأن آنان را بالاتر از این می دانند که حنجره مسمانان شیعه به ساحت ایشان جسارت ورزند و ایشان را لعن نمایند؟!

 

آری، همه ساله رژیم سعودی برای حمایت از اربابان خود برپایی مراسم برائت از مشرکین را در کنار بیت الله الاعظم و در حج ابراهیمی ممنوع اعلام می کند و از هر گونه تعرض یاحتی ایراد لفظ شرک یا مشرک و برائت از ایشان به بهانه های واهی و پوچ مثل عدم سیاسی بودن حج و یا اینکه برائت از مشرکین امری شخصی است نه اجتماعی! جلوگیری می کند، در صورتیکه برائت از مشرکین عین دستور اسلام ناب محمدی(ص) است و این عمل در قرآن کریم با عظمت و جایگاه والایی ذکر شده و حکم آن هرگز نسخ نگردیده است.

با این حال، چرا و با چه توجیهی آنان این مراسم دشمن شکن را نفی می کنند؟

 

چه دلایل و اسبابی در ورای دفاع آل سعود از مشرکین و ظالمین وجود دارد که آنها را مجبور به ممانعت از اعتراض به شرک و مشرکین و برائت از ظلم می کند؟

 

آیا بین خاندان حکومتی سعودی کنونی و انساب آن مشرکین پیوند و ارتباطی وجود دارد که ما از آن بی خبریم... و این ارتباط و پیوند آنان را وا می دارد تا به هیچ وجه ممکن نگذارند در ایام حج یادی از شرک و مشرکین شود؟!

 

یا شاید برپایی این آیین اسلامی در حج ابراهیمی معانی غیر مفید سیاسی و دینی و اجتماعی و فکری و فرهنگی در بر دارد که بر قلب این نوادگان شرک در امارت سعودی که به زور شمشیر و ترور بر مقدس ترین مقدسات مسلمانان مسلط شده اند، رعب و وحشت می افکند و با چوب و چماق و تهدید مانع می شوند که مسلمانان راز قدرتمندی و نیرویی که در برپایی این آیین توحیدی در ردّ ظلم و ظالمین نهفته است را دریابند؟

 

از بزرگترین معانی معروف اسلامی این است که شرک اصل و اساس هر ظلم سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فردی است... اسلام اصل هر ظلمی را شرک به خدای متعال می داند؛ چه شرک بزرگ باشد، مانند شرک به خدا با بت پرستی و شریک قرار دادن مستقیم برای خداوند، یا شرک کوچک باشد، مانند ظلم انسان در حقّ خودش با معصیت و انحراف از عبادت و اطاعت خدا، لذا خداوند سبحان در سوره لقمان از زبان عبد صالحش در خطاب به فرزندش شرک را اینگونه توصیف می کند: {و إذ قالَ لُقمانُ لابنِهِ وَ هُوَ یَعِظُهُ یا بُنَیَّ لا تُشرِک بِاللهِ إنَّ الشِّرکَ لَظُلمٌ عَظیمُ} (ای فرزندم! به خدا شرک نورز که شرک ظلمی عظیم است).

از این رو؛ برائت از مشرکین در واقع برائت از ظلم و ظالمین است، و از آنجا که بزرگان ظلم در تاریخ تا به امروز، خود اهل شرک بوده اند، به همین ترتیب حکّام سعودی نیز به دفاع از رهبران ظالمشان برخواسته اند و اینگونه به اهل اسلام و توحید اجازه نمی دهند که برائت از شرک و مشرکین را به عالمیان اظهار و اعلام کنند.

 

ولیکن آنها باید بدانند که برائت از مشرکین، الی یوم الدین قانون عملی اسلام باقی خواهد ماند، زیرا این مراسم اسلامی غیر از اینکه یاد و ذکر احکام دینی است، منافع سیاسی و اجتماعی و اقتصادی فراوانی نیز برای اسلام دارد.

 

حال می توانیم درک کنیم که حکومت آل سعود، در واقع برائت از مشرکین را شامل پدران مشرک و ظالم خویش می بیند، همانها که روزگاریست اسلام و مسلمانان موحّد و مبرا از شرک را نابود میکنند...

 

همینطور می توانیم درک کنیم و بفهمیم که چرا روح شریر ظالمان در حکومت خیانت پیشه وهابیت تا این حدّ از ذکر برائت از مشرکین آشفته و متلاطم می شود، بخصوص که برائت از مشرکین وجهه عظیم دیگری در تاریخ اسلام دارد؛ زیرا هنگامی که خداوند آیات برائت را بر رسول مکرّم خود حضرت محمد (صلّی الله علیه و آله) نازل فرمود، دستور داد که این آیات بر مشرکین ابلاغ گردد. اعلام برائت باید توسط شخص رسول (ص) و یا یکی از اصحابش که از گوشت و پوست و خونش باشد(حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام) انجام گیرد، و نه هیچ کس دیگر. و امروز این یادآوری و احیای ذکر برائت از مشرکین، برای وهابیت جنایتکار بحران زاست!

 

خداوند سبحان برای اینکه ارتباط شرک و مشرکین عصر جاهلی را با ظلم و ظالمین عصر آل سعود در برگزاری برائت از مشرکین نشان دهد، چنین فرموده است: "يايها الذين ءامنوا لاتتخذوا آباءكم وإخوانكم أولياء إن استحبوا الكفر على الايمان و من يتولهم منكم فأؤلئك هم الظالمون".

 

(ای کسانی که ایمان آوردید، پدران و برادرانتان را ولیّ و سرپرست خود نگیرید که کفر را بر ایمان ترجیح دهید و کسانی که از ایشان پیروی نمایند، آنها ظالمانند).

ترجمه: سلام شیعه


ادامه مطلب

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/08/20 ساعت 4:39 قبل از ظهر توسط میـــــــثم09356050017 |

ازدواج در فرقه رام الله - محاکمهپيمان فتاحي ملقب به ايليا (الياس) رام الله (سركرده فرقه موسوم به رام الله) گذشته از همه نفاق‌هايي كه داشت در بعضي موارد، چرخشي 180 درجه داشت و موضع او نسبت به قبل و بعد از دستگيري‌اش كاملاً متفاوت بود؛ وقتي در سال‌هاي حدود 84 -85 برخي مريدان فرقه، با مسئولين نظام  به منظور معرفي پيمان فتاحي ملاقات كردند.

يك انتقاد مهمي بر روند فعاليت‌ها وجود داشت و آن اينكه: «اكثر اعضاء فرقه رام الله مجرد هستند»! و البته حق با آن‌ها بود. بعضي از اين افراد بعضاً ده سال در فرقه بودند و از سن ازدواجشان هم گذشته بود. حرف‌ مخاطبين ما اين بود كه اگر الياس رام الله مدعي اسلام محوري است، چرا مريدان او ازدواج نمي‌كنند؟ حتي اگر براي خدا در حال خدمت كردن بودند چرا بايد آنقدر از مسئله‌اي كه در اسلام تا اين حد به آن اهميت داده شده دور شوند و چرا اين يك اپيدمي در فرقه رام الله بود؟ اين يكي از موضوعاتي بود كه نسبت به گروه منتسب به پيمان فتاحي (در آن زمان) واكنش‌هاي منفي وجود داشت.

وقتي اين مسائل به وي منتقل شد او تصميم گرفت با مانورهايي به طور غير مستقيم افراد را مجاب به ازدواج كند. ولي خيلي موفقيت آميز نبود. چرا؟ دليلش به گذشته فرقه باز مي‌گشت. او سال‌ها و سال‌ها وانمود كرده بود كه مجرد است. اين يك حقيقت انكار ناپذير بود. به برخي خانم‌ها قول ازدواج داده بود (پنهاني) و آن‌ها نمي‌دانستند كه او ازدواج كرده است و به نوعي منتظر بودند كه همسر تجسم خدا شوند! از طرفي بعضي خانم‌ها متأسفانه براي ازدواج با او به اندازه‌اي صبر كرده بودند كه از سن ازدواجشان گذشته بود و عمرشان را در مسير خدمت به مقاصد وي صرف كرده بودند. از سوي ديگر همين انتظار ازدواج با حضرت استاد! توسط اعضاء زن فرقه باعث شده بود كه نسبت به ازدواج با ديگر مردها چه در داخل و چه در خارج از فرقه كم تمايل شوند و حتي به بسياري خواستگارهايي كه شرايط مساعدي نيز داشتند جواب «نه» بگويند.

بعضي از خانم‌ها نيز طي چند سال و براساس علاقه‌ (مريد و مرادي) كه به پيمان فتاحي پيدا كرده‌ بودند به مرور از همسران خود جدا شدند و آن‌ها نيز در صف انتظار ماندند (اين موضوع بماند كه وي چگونه بطور مستقيم و غيرمستقيم برخي طلاق‌ها را راهبرد مي‌كرد). خود پيمان فتاحي نيز يك مسابقه بين مريدان رده‌هاي بالاتر (انتخابي) زن جهت ازدواج با خودش راه انداخته بود كه هم بهانه‌اي براي بهره‌كشي بيشتر از آن‌ها بود و هم مجالي براي ازدواج و ارتباط با افراد دلخواهش. او در بين آن‌ها اين عقيده را مطرح كرده بود كه هركس از خانم‌ها كه بتواند به رده بالاتر مسئوليتي راه پيدا كند و در اصطلاح فرقه، به اعضاي «حاميم» بپيوندد، مي‌تواند با وي ازدواج كند. عضويت در حاميم، عضويت در بالاترين ركن تشكيلاتي فرقه رام الله بود.

تعابير به شدت متعصبانه و رهبانيت‌گونه پيمان فتاحي در اوايل شكل‌گيري فرقه و آن زماني كه سعي داشت به اصطلاح خودش را به عنوان يك انساني كه همه چيزش را قرباني خدا كرده است، نشان دهد نيز مزيد بر علت بود. او به برخي از مريدان مرد فرقه نيز هشدارهايي در جهت ازدواج كردن و جنسيت زن داده بود! بطوري كه بعضي از اين مريدان وفادار! هنوز نيز مجرد مانده‌اند.

گذشته از مطالبي كه وي در يكي از كتاب‌هاي فرقه به صورت انتزاعي و غير عقلايي (مثل ازدواج انسان با روح خودش!) در مورد ازدواج مطرح كرده بود، پس از چند سال جملات قصارگونه‌اي را نيز در موضوع ازدواج مجدداً طرح كرد كه پيچيدگي و چند پهلو بودن آن‌ها باعث شد مريدان بيش از پيش از ازدواج كردن صرفه نظر كنند.

 مشكلي ديگري كه در گذشته و سابقه فرقه وجود داشت اين بود كه به علت نگاه غلطي كه پيمان فتاحي نسبت به موضوع ازدواج داشت (مانند موضوع ازدواج با جفت روحي) بعضي از اعضاي فرقه به ازدواج‌هايي تن دادند كه از نظر علم روز كاملاً مردود بود. ازدواج با همسري كه شايد از نظر اجتماعي يا سن يا تحصيلات يا ديگر ملاك‌هاي علمي ازدواج كاملاً متفاوت و بلكه متعارض بودند و مشكلاتي را نيز براي اينگونه افراد بوجود آورده بود كه خود باعث نگراني ديگر مريدان نسبت به اينگونه ازدواج‌ها شده بود.

از طرفي ديگر هرگاه دو تن از مريدان قصد داشتند در داخل فرقه با يكديگر ازدواج كنند تازه مشكل شروع مي‌شد! وقتي براي اجازه گرفتن از پيمان فتاحي، نامه مي‌نوشتند و يا در جلسه‌اي آن را مطرح مي‌كردند، وي ممكن بود ماه‌ها و بلكه سال‌ها آن‌ها را بازي داده و مورد سؤء استفاده قرار دهد. اهميت گرفتن تأييديه براي ازدواج از پيمان فتاحي! در حدي بود كه در آن اوايل شكل‌گيري فرقه، پس از فوت فرشاد.م (با نام مستعار پيما الهي و از همدستان وي) در فرقه اعلام كردند كه وي به نفرين استاد مبتلا شد. اين شايعات بعدها به دو شكل جريان يافت يكي اينكه وي از تعاليم استاد سوء‌استفاده كرد و نفرين الهي او را گرفتار كرد! و ديگر اينكه او بدون اجازه استاد ازدواج يا خواستگاري كرد و به نفرين او گرفتار شد. و ظاهراً دومين شايعه بيشتر مورد تأييد بود.

به اين ترتيب و با وجود ديگر جوسازي‌ها و فضاسازي‌هايي كه در فرقه شده بود و به علت فشار كاري كه در فرقه بر اعضاء وجود داشت، باعث شده بود كه تا سال‌هاي آخر فعاليت فرقه، درصد ازدواج بسيار پايين و انگشت‌شمار باشد.

همانطور كه در ابتداي مقاله گفتم در حدود سال‌هاي 84-85 شرايط براي تصميم‌گيري پيمان فتاحي عوض شده بود و او كه قصد داشت به هر طريق خود را به مسئولين نظام (به عنوان فردي فرهنگي و حزب‌اللهي) نزديك كند دچار مشكل شده بود. از طرفي براي آن‌ها جزوه‌هايي مي‌فرستاد كه حكايت از سخنراني‌هايش در تعريف و تمجيد از اسلام و قرآن و حزب‌الله داشت، از طرفي وضعيت داخلي فرقه متناقض با اين جزوات بود كه مجرد ماندن افراطي اعضاء فرقه يكي از آن‌ها بود لذا وي تمام سعي‌اش را كرد تا با برگزاري جلساتي در داخل فرقه، مسئولين نظام را به اين باور برساند كه او كاملاً در جهت اسلام گام بر مي‌دارد و حتي جلسات مشاور گروهي ازدواج هم (توسط يكي از مريدان) برگزار مي‌كند!!! (اعضاء فرقه از فلسفه برگزاري اينگونه جلسات بي‌اطلاع بودند و توجيهات ديگري به آن‌ها گفته مي‌شد)


ادامه مطلب

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/08/20 ساعت 4:34 قبل از ظهر توسط میـــــــثم09356050017 |

اگر از نگاه بيروني به نمودهاي بارز فرقه‌ها نظري بياندازيم درخواهيم يافت كه همه فرقه‌ها مجمع‌الجزايري از صحبتهاي خوب، زيبا و عامه‌پسند هستند و حتي مباحثي كه مطرح مي‌كنند ممكن است در قالب اصول معنوي هم قابل دفاع باشد، اما آنچه در بررسي فرق از ديد پنهان مي‌ماند، نه عقايد آنان بلكه روابط و عملكرد تشيكلاتي آنان است كه عموما و بلا استثناء بر پايه مريد و مرادي است.

اغلب فرق فعاليتهايشان را با ظاهري زيبا و جذاب در جامعه‌اي كه محل فعاليتشان است ارائه مي‌دهند و حتي در پوشش موسسات رسمي و قانوني و داراي مجوز در سطح جامعه فعاليت مي‌كنند اما با ورود به مراكز فعاليتي و بررسي روند كارها و برنامه‌هايشان ميتوان به ماهيت فرقه‌اي آنان پي برد. بسياري از فرق در پوششهايي مانند انجمن‌ها، مراكز هنرهاي رزمي، موسسات يا سازمانهاي زيست محيطي، آموزش علوم‌باطني، آموزش تفكر، علم موفقيت، موسسات فرهنگي، ان جي اوها، مراكز اقتصادي، گروههاي سياسي و مذهبي فعاليت مي‌كنند آنها داراي رفتارهاي دو‌‌‌گانه مي‌باشند، در ظاهر به مسائلي تظاهر كرده و در باطن به چيز ديگري عمل مي‌نمايند به ظاهر در فلان راستا تبليغ مي‌نمايند ولي در باطن آنها روابط تشكيلاتي فرقه‌اي حاكم است روابطي از بالا به پايين يا همان مريد و مرادي، قطب و قطب بازي. قصد دارم در اين مقاله به بررسي و كالبد شكافي يكي از اين جريانات بپردازم كه از اواخر سال 1375 در تهران شروع به فعاليت نمود و در مدت نه چندان زيادي رشد و گسترش يافت و متاسفانه گروهي از جوانان خوش باطن و داراي حسن نيت و خلوص جامعه ما را به گرداب مهلك خود فرو برد و مانند ويروس كشنده ايدز، وارد فضاي ذهني افراد فرقه شده و پس از مدتي پنهان ماندن در ذهن آنها به مرور تكثير مي‌شود اين جريان با تغيير بنيادين اصول انساني، اخلاقي و اعتقادي در حوزه انديشه افراد زندگي آنان و نزديكانشان را در مدتي نه چندان طولاني به ورطه تخريب و نابودي كشانده و در واقع افراد را از روال عادي زندگي خارج كرده و آنها را به ماشيني تبديل مي‌كند كه كنترلش فقط در اختيار يك نفر است و آن كسي نيست جز سركرده فرقه.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/08/20 ساعت 4:32 قبل از ظهر توسط میـــــــثم09356050017 |

قريب به اتفاق فقهاء تعداد نجاسات را يازده[1] و برخي دوازده[2] مورد اعلام كرده اند، از جملة آنها كه همه بالاتفاق آنرا ذكر كرده اند نجاست كافر[3] است، كافر يعني كسيكه منكر خدا باشد و يا براي خداوند متعال شريك قائل باشد.

و يا اينكه رسالت حضرت خاتم الانبياء محمد بن عبدالله ـ صلي الله عليه و آله ـ را قبول نداشته باشد و نيز به كسي كافر مي گويند كه ضروري دين يعني، چيزي را مثل نماز و روزه كه همة مسلمانان آنرا جزء دين اسلام مي دانند منكر شود.[4]
فقهاء در اين زمينه به آية شريفة «انما المشركون نجسٌ»[5] و روايات متعدد ديگري، از جمله اين روايت كه از امام صادق ـ عليه‎ السلام ـ نقل شده است «من نصب ديناً غير دين المومنين(دين اسلام) فهو مشرك»[6] استناد مي كنند.
و از فروعاتي كه براي اين مسئله ذكر كرده اند اين است كه تمام بدن كافر حتي مو و ناخن و رطوبتهاي او نجس است.[7]
حال كه روشن شد چه كساني در فقه اسلام و شيعه نجس مي باشند به كنكاش در آثار بهائيان مي پردازيم تا از برخي عقايد آنها آگاه شويم بهائيت فرقه اي است كه توسط حسنعلي نوري معروف به بهاء الله به وجود آمده است. قبل از آن به وسيله علي محمد باب كه به پيروي از انديشه هاي شيخيه خود را ركن چهارم يا انسان كامل پنداشته بود، با بيت را به وجود آورده بود، وي در آغاز مدعي بود كه باب امام زمان(عج) مي باشد ولي در نهايت ادعاي الوهيت نموده و اعلام نمود كه بعداً كسي را به عنوان «من يضحصر الله» خواهد فرستاد. بعد از اعلام علي محمد، حسينعلي نوري مدعي شد كه او همان كسي است كه علي محمد باب وعده آمدن او را داده است. بعد از آن با ادعاي نسخ دين اسلام، نغمة ايجاد دين تازه سرداد و به دين سازي روي آورد.[8]
برخي از عقايد بهائيت از قرار زير مي باشد:
1. اعتقاد به الوهيت علي محمد باب و حسينعلي نوري
يكي از سخيف ترين و غير معقول ترين اعتقادات بهائيت و بابيت اعتقاد به اله بودن باب و حسينعلي نوري است علي محمد باب ادعا كرده است كه رفيع ترين مراتب حقيقت يعني الوهيت در او حلول كرده آن هم حلولي مادي و جسماني.[9]
اين اعتقاد بهائيت با مباني تمام اديان آسماني در تضاد مي باشد زيرا در اديان آسماني الوهيت مختص حضرت حق، پروردگار و خالق جهان و جهانيان است و در اين مقام هيچ كس و هيچ چيز با او شريك نيست.
2. اعتقاد به مقام نبوت علي محمد و ميرزا حسينعلي
بهائيان مي گويند: مقام قائم موعود به حكم برخي آيات قرآن كريم، مقام اصالت و نبوت است.[10]
اما شيعه مي گويد: قائم موعود تابع قرآن مجيد و شريعت خاتم الانبياء محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ و مقام او مقام خلافت و وصايت و امامت است نه اصالت و نبوت.[11]
3. اعتقاد به قائم موعود بودن علي محمد باب و ميرزا حسينعلي
بهائيان مي گويند: علي محمد و ميرزا حسينعلي موعود دين اسلام هستند و جميع انبياء بدان اشارت داده اندو علامات آن در كتابهاي آسماني ثبت است.
اما شيعه مي گويد: موعود دين اسلام يكي قيامت كبري است و ديگري ظهور بقية‌الله ارواحنا له الفداء كه در قرن سوم هجري در سُرّ من رآه متولد شد، نام مادرش نرجس مي باشد.
4. اعتقاد به نسخ دين اسلام
بهائيان مي گويند: مقام قائم موعود، مقام شارعيت است نه تابعيت،[12] و نيز مي گويند قائم در هنگام ظهورش حكم به نسخ دين اسلام مي كند و بتشريع شريعت جديدي غير از اسلام مي پردازد.[13]
اما شعيه مي گويد: قائم موعود، تابع قرآن مجيد و شريعت خاتم الانبياء محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ و مجدد و محيي همان دين اسلام است و صاحب كتاب جديد و آورندة‌ شريعت جديدي نيست.[14]
خلاصه آنكه بهائيان:
اولا:ً مدعي الوهيت باب و بهاء و منكر خاتميت نبي مكرم اسلام هستند، ثانياً: منكر احكام ضروري دين مثل نماز، و روزه و... بوده و آنها را منسوخ مي دانند.
ثالثاً نه تنها منكر وجود نازنين حضرت بقية الله الاعظم هستند بلكه دشمن او مي باشند.
در نتيجه مي توان گفت كه علت نجاست آنان، كفر آنان مي باشد و ادله اي كه به نجاست كفار و مشركين دلالت دارند، آنها را نيز در بر مي گيرند.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. توضيح المسائل مراجع عظام، قسمت نجاسات.
2. بهائيت دين نيست، ابوتراب هدائي. به نقل از سایت محاکمه  
3. تاريخ جامع بهائيت، بهرام افراسيابي.
4. وسائل الشيعه، حر عاملي، ج1، كتاب الطهاره، ابواب مقدمه عبادت باب2.


[1] . خميني، تحرير الوسيله، نجاسات، قم، اسماعيليان نجفي، ط دوم، 1390هـ ق، ج1، صفحة 114، مسالة 1.
[2] . رسالة توضيح المسائل با متن فتاوي آقاي بروجردي و حواشي آيات عظام، جاويدان و فراهاني، علميه، مسئلة 84، ص 26.
[3] . محقق حلي، شرايع الاسلام، دارالاضواء، بيروت، ط دوم، 1403 هـ، كتاب الطهاره، ج1، ص 53.
[4] .رسالة توضيح المسائل مسئلة 107، ص 30.
[5] .توبه/‌28.
[6] . حر عاملي، وسائل الشيعه، الاحياء التراث، قم، ط اول، 1409 هـ ق، ج 1، كتاب الطهاره، ابواب مقدمه عبادت، باب 2، ح 3، ص 30،.
[7] . رساله توضيح المسائل 108، ص 31.
[8] . زاهداني، سيد سعيد زاهد، بهائيت در ايران، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامي، ط دوم، 1381، ص 97.
[9] . عامر النجار، البهائية و جذورها البابية، دارالمنتخب العربي، ط اول، 1419 هـ . ق، ص 44.
[10] . بهائي چه مي گويد، جواد تهراني، ،‌ مشهد، ط دوم، 1341، ج 2، ص 2.
[11] . همان،‌ص 76.
[12] . همان، ص 2.
[13] . همان، ص 93.
[14] . همان ، ص 76


ادامه مطلب

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/08/20 ساعت 4:24 قبل از ظهر توسط میـــــــثم09356050017 |

یکی از مهمترین عقاید مسلمانان، عقیده به ظهور یک منجی از تبار رسول الله (ص) به نام مهدی (عج) در آخرالزمان است. در این میان، اختلافاتی بین عقیده ی شیعیان و اهل تسنن وجود دارد؛ یکی از مهمترین اختلافات این است که شیعیان معتقدند حضرت مهدی (عج) درسال 255 هجری قمری به دنیا آمده و به لطف و خواست خدا از نظرها پنهان گشته است و تا هنگامی که معیشت خدا اقتضا کند، در غیبت به سر خواهد برد.(1) مطابق این عقیده، حضرت عمر طولانی دارند و در هنگام ظهور، در سنین جوانی به سرمی برند. اما در مقابل، اهل سنت عقیده دارند که حضرت مهدی (عج) در آخرالزمان به دنیا خواهد آمد و رشد و پرورش خواهند یافت و حرکت جهانی خود را آغاز خواهند نمود.

 

بسم الله الرحمن الرحیم




در عصر حاضر که طبق گفته ی بسیاری از علما دوره ی آخرالزمان می باشد، پلیدی و تزویر سرتاسر گیتی را فرا گرفته است؛ به نحوی که اعمال نادرست به جای اعمال درست تشویق شده و زشتی به جای زیبایی، پسندیده تلقی می گردد. دشمنان اسلام که در طول تاریخ در مقابله با این دین مقدس و آسمانی می پرداخته اند، در عصر حاضر شدیدترین حملات را علیه این دین عزیز انجام می دهند. در این میان، مذهب بر حق شیعه نیز بیش از بقیه ی مذاهب اسلامی مورد هتک حرمت و توهین دشمنان اسلام و بالاخص دشمنان تشیع واقع شده است. دشمنان اسلام، این دین گرامی را دین جنگ، خشونت و خرافات معرفی می کنند و با ساختن فیلم ها و ارائه ی کاریکاتور ها و نقاشی های توهین آمیز و مقالات و کتب موهن، ساحت این دین مقدس و پیامبر گرامی مان را مورد هتک حرمت قرار می دهند. متاسفانه در سرزمین های اسلامی نیز پیروان تعدادی از مذاهب، خواسته یا ناخواسته به تحقق اهداف شوم استعمارگران و دشمنان اسلام یاری می رسانند و به جای مقابله ی جدی با همه ی دشمنان اسلام، به درگیری با سایر مذاهب اسلامی می پردازند. در این میان، مذهبی که بیش از بقیه مذاهب مورد توهین ها و جسارت های مسلمان نماها و جاهلان مقدس مآب و عالمان فاسد قرار می گیرد، مذهب شیعه ی جعفری است.

 

با توجه به تهمت هایی که دشمنان اسلام به اسلام ، و دشمنان تشیع به تشیع می زنند، ضرورت دفاع جدی، منطقی، همه جانبه و موثر مسلمانان شیعه از عقاید حقه ی خود، بیش از پیش احساس می شود.

 

به همین دلیل بر آن شدیم تا تعدادی از مهمترین حقایق علمی اسلام و تشیع را که منطبق بر دقیق ترین و منطقی ترین کشفیات علوم جدید است، در وبلاگ اسلام حقیقی قرار دهیم تا ضمن دفاع منطقی و عقلانی از عقاید اسلام و تشیع، گوشه ای از معارف عظیم این دین آسمانی و مذهب بر حق آن را به گوش جهانیان برسانیم. البته انجام این کار به معنای تغییر جهت وبلاگ اسلام حقیقی نیست، بلکه به دلیل شرایط کنونی جهان، به نظر می رسد که دفاع منطقی و علمی از اسلام  و تشیع، و مقابله با شایعه پراکنی های دشمنان، یکی از مهم ترین ارکان زمینه سازی برای ظهور حضرت مهدی (عج) باشد. به همین دلیل از این به بعد در وبلاگ اسلام حقیقی، علاوه بر بررسی تحلیلی نشانه های ظهور، گوشه ای از معجزات علمی و منطقی قرآن، خدمت برادران و خواهران بزرگوار ارایه می شود و همین طور تلاش می گردد تا به نحوی منطقی و علمی پیرامون نظریاتی همچون نظریه ی تکامل که دشمنان اسلام از آن به عنوان حربه ای برای مقابله با تفکر مذهبی بهره می گیرند، بحث و نقد علمی انجام شود که البته مقالات جدید نیز تماماً با استفاده از منابع و مآخذ معتبر ارایه خواهند شد.

 

در ادامه ی این مقدمه، خدمت برادران و خواهران بزرگوار یادآور می شوم که در عصر حاضر، بین اسلام (و بخصوص تشیع) از یکسو، و استکبار جهانی (فراماسونری جهانی یا همان دجال آخرالزمان) از سوی دیگر، در چندین جبهه جنگ و درگیری وجود دارد. به نظر می رسد که در این میان، علاوه بر جبهه های نظامی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، جبهه ی دیگری نیز با عنوان جبهه ی علمی وجود دارد که در آن استکبار جهانی، به نحوی کاملاً زیرکانه و با رنگ و لعاب نظریات علمی، کمر به تخریب اذهان جوانان مسلمان، بالاخص شیعه بسته است. متاسفانه این جبهه از سوی مسلمانان نادیده گرفته شده است و در حالی که هر روزه، استکبار جهانی (فراماسونری) در قالب تئوری های فریبنده ای  چون نظریه ی تکامل و علومی همچون روانپزشکی و علوم اعصاب، سعی در ترویج تفکر ماتریالیستی دارد، این تئوری ها و این علوم وارداتی، بدون هیچ گونه نقد و مقاومتی، به خورد دانشمندان مسلمان و شیعه داده می شود؛ حال آنکه بسیاری از این نظریات و علوم وارداتی، دچار اشکالات علمی جدی و بنیانی شکننده هستند؛ به طوری که حتی در کشورهای غربی نیز نظریاتی همچون نظریه ی تکامل، توسط بررسی های علمی متعددی، زیر سوال رفته و دچار تناقضات جدی شده است (البته اگر عمری باقی باشد، در ماههای آینده بخشی از این شواهد زیر سوال برنده ی نظریه ی تکامل را خدمتتان ارائه خواهیم کرد). اما نکته ی عجیب اینکه در کشور اسلامی ما ایران، کتاب زیست شناسی پیش دانشگاهی به طور بسیار مفصل و جدی به شرح نظریه ی تکامل و ادعاهای طرفداران آن پرداخته است و عجیب تر اینکه نویسندگان محترم این کتاب، حتی زحمت به خود نداده اند تا شواهد علمی مستندی که علیه تکامل به دست آمده است را در این کتاب بگنجانند که این مسئله صلاحیت علمی نویسندگان این کتاب را نیز زیر سوال می برد (این شواهد به قدری قوی هستند که ادعاهای تکامل شناسان را به طور جدی با چالش مواجه می کنند که اگر فرصتی باشد، در زمان نه چندان دور، تعدادی از این شواهد مستند را ارائه خواهیم کرد).

 

با این اوصاف، به نظر می رسد که باز کردن جبهه ی جدیدی با عنوان جبهه ی علمی از سوی مسلمانان ضروری باشد. البته باز کردن این جبهه از سوی مسلمانان و بخصوص شیعیان، بسیار آسان و مقرون به صرفه است؛ چراکه حقایق علمی بیشمار و دقیقی در آیات قرآن و روایات اسلامی نهفته اند و این حقایق به قدری قوی و محکم هستند که هیچ دشمنی یارای مقابله با آن ها را نخواهد داشت و شکست دشمن در این جبهه به زودی زود محقق خواهد شد. ان شاء الله.

 

یکی دیگر از فوایدی که بررسی علمی حقایق قرآنی به همراه دارد، ایجاد اعتماد به نفس و عزت نفس در دانشمندان و مسلمانان شیعه است؛ چرا که در حال حاضر، دانشمندان مسلمان از اعتماد به نفس پایینی برخوردارند؛ تا آنجا که حتی دانشمندان موفق مسلمان نیز تایید موفقیت خود را منوط به تایید بیگانگان می دادند و خود جرأت به ثمر رساندن نظریات و تئوریهای خود را آنچنان که باید و شاید ندارند. اگر دانشمندان مسلمان و شیعه به حقایق علمی که در آیات قرآن و روایات اسلامی بیان شده پی ببرند و بدانند که خداوند حکیم در قرآن کریم و پیامبر اعظم (ص) و ائمه ی اطهار (ع) در روایات، حقایق علمی بسیار دقیقی را در 1400 سال پیش بیان کرده اند که بخشی از این حقایق توسط علوم جدید به نحو بسیار دقیقی امروزه اثبات شده اند، دیگر از کمبود اعتماد به نفس رنج نخواهند برد و خواهند دانست که اگر با استفاده از راهنمائیهای قرآن و روایات به سمت کشفیات علمی گام بردارند، موفقیت قطعی آنها تضمین خواهد شد.

 

دانشمندان مسلمان و متعهد، اگر عظمت اسلام را باور داشته باشند، دیگر در مقابل دانشمندان بیگانه احساس کمبود اعتماد به نفس نخواهند کرد.

 

حال بعد از ذکر این مقدمه ی طولانی، به بررسی علمی یکی از مهم ترین عقاید شیعه که قرن ها از سوی  دشمنان  اسلام  و  تشیع  مورد  استهزاء  و  تمسخر  قرار گرفته است، می پردازیم و آن را با کشفیات علوم جدید مقایسه می نماییم.








                                                     طول عمر و جوانی حضرت مهدی (عج):
                                                                         واقعیتی
                                                               منطبق بر علم، نه افسانه.



ادامه مطلب

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/08/20 ساعت 4:22 قبل از ظهر توسط میـــــــثم09356050017 |

یکی ازمدعیان دروغین که چند سالی است به شیادی مشغول است درآخرین جلسه خود که چندی پیش برگزار شد روبه یکی از شاگردانش کرده و می‌گوید که اگر ایمان تو کامل باشد باید مست مدهوش شوی و سر از پانشناسی بصورتی که من هم از حال تو دگرگون شوم.

به گزارش فارس، این شیاد که خود را خدا می داند در این جلسه بانشانه‌های وضو گرفتن وارد جلسه شده و این فرد را مورد خطاب القاب گوناگون قرار می‌دهد و بلافاصله پس از سجده کردن این مریدنگون بخت در مقابل پای خدای دروغین و فشارها و ضرباتی که به خود وارد می‌کند از هوش رفته بصورتی که بعد از سه روزمداوا هنوز بهبودی برایش حاصل نشده است.

این خدای دروغین که در یکی از رشته‌های هنری دستی برآتش داشته و از آن راه ارتزاق می‌کرده مدتی است که به این امور شیادی راه پیدا کرده و حتی بعضی فریب خوردگان خمس و زکات خود را هم به وی می‌دهند.

این فرد که در یکی از شهرهای شرقی تهران مسقر است سواد مدرسه‌ای هم نداشته و به سختی می‌تواند بعضی جملات را بخواند.

گفته می‌شود هرکسی که از حلقه این فرد بخواهد خارج شود طبق فتوای این شیاد می‌بایست آتش زده شود بطوریکه در یک مورد که مدتی قبل روی داد یکی از این افراد که در ماشین خود نشسته بود به یکباره ماشینش آتش گرفته و خودش با کمک مردم از آتش نجات پیدا کرد.

ادامه مطلب

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/08/20 ساعت 4:20 قبل از ظهر توسط میـــــــثم09356050017 |

تمامي مطالب اين وبلاگ محفوظ مي باشد
طراحي شده توسط گنبدطلاي امام رضا

http://salam-shia.com/images/stories/news/AT/titr/al_souod.gif

منوي اصلي

صفحه نخست
آرشيو وبلاگ
پروفايل مدير وبلاگ
پست الکترونيک
عناوين مطالب وبلاگ

درباره ي وبلاگ


بسم رب الحســــــين
سلام :من ميثم از حاميان ولايت در جهت حمايت ازولايت علی ابن ابیطالب(ع) ورسوایی هرچه بیشتر وهابیت و فرقه های نوظهور ورضایت امام زمان اقدام به راه اندازی این وبلاگ کردم
تقدیم به روح بلند شهدا امام شهداو مرزبان ولایت علوی ((علامه سید مرتضی عسگری))

لحظات انتظار

آرشيو مطالب

موضوعات

آخرين پست هاي وبلاگ

جنایات آل سعود
گسترش فساد و قيام امام مهدي(ع)
مهمترين سرمايه مردم آخرالزمان
افشای جنایت وحشیانه رژیم سعودی
دلایل وحشت آل سعود از واژه برائت
ازدواج در فرقه رام الله (فرقه مجردها)
ساختار تشکیلاتی فرقه رام الله
چرا بهائی ها نجس هستند ؟
طول عمر و جوانی حضرت مهدی (عج): واقعیتی منطبق بر علم، نه افسانه
ظهور یک خدای دروغین در شرق تهران!

پيوند هاي روزانه

پيوند ها

گنبدطلاي امام رضا

امکانات

طراح قالب





Powered by WebGozar

عبدالرضا هلالی Salehin.com
سایت
خبری و تحلیلی سلام شیعه:شناخت وهابیت ـ مقالات ـ اخبار ـ تصاویر مذهبی
محاکمه آرماگدون آرماگدون


www.roozevasl.com


Powered by BLOGFA
File Hosting by Persian Gig